سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
محصول امنیتی ارگ

چگونه یک بیان مسئله خوب بنویسیم

یکشنبه 88/10/6 10:25 عصر| چگونه یک بیان مسئله خوب بنویسیم، روش تحقیق | نظر

یکی از مشکلاتی که اغلب دانشجویان هنگام نوشتن پایان نامه با آن مواجه می شوند این است که چگونه یک بیان مسئله خوب بنویسند. چگونه اثبات کنند که موضوعشان قابل تحقیق است و ضرورت دارد که این تحقیق انجام شود.
اولین چیزی که باید ذکر کنم این است نوشتن یک بیان مسوله خوب چند پیش نیاز می خواهد. اول اینکه یک سوال در ذهن محقق باشد. این سوال ممکن است از تجارب محقق فرد بر آمده باشد و یا از بیرون (توسط یک فرد یا موسسه) برای وی ایجاد شده باشد. در گام بعدی محقق باید پیرامون مبانی نظری مسئله ای که ذهنش را مشغول کرده تحقیق کند. به عبارتی محقق باید بر مبانی نظری مسئله خود تسلط کافی داشته باشد. اول از همه محقق باید از خود بپرسد این مسئله در چه زمینه ای قرار می گیرد و چه کسانی در این زمینه نظریه پردازی کرده اند؟. پس از مطالعه مبانی نظری مسئله بسیاری از سوالاتی که ذهن محقق را مشغول کرده در همین مرحله پاسخ داده می شوند و نیاز است که سوال تحقیق مورد باز بینی قرار بگیرد. در مرحله بعد فرد باید پیشینه تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده را مطالعه کند. چه کسانی در این زمینه تحقیق کرده اند؟ بسیاری از سوالات محقق نیز در این مرحله پاسخ داده می شوند و دوباره نیاز است که مسئله تحقیق مورد بازبینی قرار بگیرد. در جریان کسب اطلاعات نظری و تحقیقاتی و بازنگری در سوال تحقیق، محقق سوال مورد نظر خویش را می یابد که این سوال یک مبنای نظری و تحقیقاتی دارد. پس از اینکه محقق به یک سوال روشن و قابل آزمون رسید حال نوبت آن است که در بیان مسئله این را به خوانندگان انتقال دهد که سوال وی قابلیت تحقیق کردن را دارد و باید مورد تحقیق قرار بگیرد.
من به شخصه برای نوشتن بیان مسئله در ابتدا جملاتی را می نویسم که لازم است برای انتقال این موضوع که «مسئله ام مبنای نظری دارد و لازم است مورد تحقیق قرار بگیرد» ذکر شود. مثلا به این مثال که از بیان مسئله خودم در دوره کارشناسی ارشد است توجه کنید:
اول از همه باید در ذهن یک طرح از آنچه می خواهیم بگوییم بکشیم. عنوان پایان نامه من «بررسی رابطه حمایت اجتماعی و دین داری با سبک های هویتی در دانش آموزان دبیرستانی شهر بیرجند» است. در این تحقیق اصلی ترین متغیر من سبک هویتی است لذا از هویت شروع می کنم و به بیان پیشینه نظری مقوله هویت می پردازم. توجه کنید ابتدا این جمله را می نویسم:
اگرچه اریکسون از زمره روانکاوان به شمار می آید اما وی نظریه خاصی را در چهار چوب روانکاوی به روانشناسی عرضه کرده است که با نظریه رشد روانی جنسی فروید تفاوت بنیادین دارد (1968، به نقل از لطف آبادی، 1384).
در این جمله و جملات بعدی به بیان نظریه اریکسون می پردازم. من نمی خواهم تمام نظریه اریکسون را مورد بررسی قرار دهم چون به موضوع مسئله من نمی خورد پس بدون معطلی به سراغ بحث هویت می روم. به این جمله توجه کنید:
یکی از مهمترین مراحلی که اریکسون بدان شاره می کند مرحله هویت یابی است. به نظر وی تکلیف اصلی فرد در دوران نوجوانی، شکل دهی به هویت خود است و عمده ترین تضاد در این دوره، تضاد بین هویت یابی در برابر سردرگمی است (اریکسون، 1968، به نقل از برک، 2001).
چون اریکسون به بیان سبک هویت نپرداخته بلکه کسانی بعد از او سبک هویت را مطرح کردند پس بحث درباره اریکسون را تمام می کنیم و به سراغ کسانی می رویم که نظریه شان هرچه بیشتر به موضوع تحقیقمان نزدیک است. توجه داشته باشید هنوز داریم پیشینه نظری را بیان می کنیم. به این جمله توجه کنید:
دیدگاه های اریکسون در مورد هویت توسط برخی روانشناسان تفسیر شده و گسترش یافته است.
حال که مسئله هویت را بیان کردیم باید ربطش را از لحاظ نظری با دو متغیر دیگر بیان کنیم. چون ما نمی توانیم بین هر دو متغیری که دلمان خواست ارتباط فرض کنیم. اینجاست که باید نشان دهیم سوال تحقیقمان اساس نظری دارد. به این جملات توجه کنید:
فرایند هویت یابی، امری مجزا از محیط اجتماعی نیست. انسان، موجودی اجتماعی است و هویتش در ارتباط با اجتماع شکل می گیرد. (اریکسون، 1968، به نقل از شولتز و شولتز، 2005)
کسب هویت موفق، فرایندی است مملو از اضطراب و استرس (شولتز و شولتز، 2005)
تحقیقات بسیاری حکایت از آن دارند که برخورداری از حمایت اجتماعی مطلوب، فشار روانی را تعدیل می کند (نیسی و همکاران، 1380، 1384؛ بخشی پور و همکاران، 1384؛ قائدی و یعقوبی، 1387؛ اکوچکیان و همکاران، 1388).
در اینجا می بینیم که به طور کاملا مستند اثبات می کنیم که هویت یابی با حمایت اجتماعی رابطه دارد و حلقه ای که این دو را به هم ربط می دهد «استرس و فشار روانی» است. دوره هویت یابی دوره پر استرس است و حمایت اجتماعی می تواند استرس را تعدیل کند. و پس از بیان این ارتباط باید ذکر کنیم که چرا لازم است ارتباط این دو مورد بررسی قرار بگیرد. به این جملات توجه کنید:
در بیشتر تحقیقات انجام شده در زمینه حمایت اجتماعی به بررسی تاثیر خانواده در فرایند شکل گیری هویت پرداخته شده است.
اگرچه خانواده یکی از مهمترین عوامل موثر در فرایند هویت یابی است؛ اما در دوره نوجوانی، فرد از خانواده فاصله بیشتری می گیرد و بیشتر با دوستان، افراد، سازمانها و نهاد هایی غیر از خانواده در ارتباط است و از طرفی حمایت اجتماعی به میزان برخورداری از محبت، همراهی و توجه اعضای خانواده، دوستان، و سایر افراد تعریف شده است ( سارافینو، 2002، به نقل از مروتی و روحانی، 1386). لذا ضروری است که به منابع دیگر حمایت اجتماعی، مانند دوستان و سایرین توجه شود.
دراینجا ذکر می کنیم که در تحقیقات پیشین خلا وجود دارد و لازم است این خلا پر شود و تحقیق ما در پی این است که این خلا را پر کند.
در مرحله بعد همین کار ها را باید برای رابطه بین سبک هویت و دین داری انجام دهیم و ضرورت بررسی رابطه این دو را نیز بیان کنیم. دقت داشته باشید که جملات فوق حیاتی اند و بیان مسئله شما به صحت آنها بستگی دارد پس سعی کنید جملات خود را مستند بیان کنید. در ضمن ترتیب جملات از یک روال منطقی پیروی می کنند. در پایان کار شما با چند جمله مستند کوتاه مواجه هستید که بیان کننده مسئله شما هستند. شما باید این جملات کلیدی که معمولا در اول هر پاراگراف قرار می گیرند را بسط و گسترش دهید و آنها را هرچه بیشتر مستند کنید و سعی کنید در هر پاراگرافی که برای هرجمله می نویسید در پایان پاراگراف به جمله بعدی نزدیک شوید. یعنی طوری جملات را بنویسید که خواننده آماده و منتظر آمدن جمله کلیدی بعدی باشد. بیان مسئله باید به صورت یک داستان پیوسته باشد و خواننده را همراه خود بکشاند پس سعی کنید از بحث های اضافی که پیوستگی متن را از بین می برد امتناع کنید. در زیر نمونه ای از جملات کلیدی با روال منطقی سپس پاراگراف هایی که بر اساس این جملات نوشته شده اند را می آورم. به یاد داشته باشید این کار دقیقا مانند پی ریزی یک ساختمان و سپس بنا کردن دیوار ها بر پی های ساختمان است.
جملات کلیدی
فرایند هویت یابی، امری مجزا از محیط اجتماعی نیست (اریکسون، 1968، به نقل از شولتز و شولتز، 2005)
کسب هویت موفق، فرایندی است مملو از اضطراب و استرس (شولتز و شولتز، 2005)
حمایت اجتماعی مطلوب، فشار روانی را تعدیل می کند (نیسی و همکاران، 1380، 1384؛ بخشی پور و همکاران، 1384؛ قائدی و یعقوبی، 1387؛ اکوچکیان و همکاران، 1388).
حمایت اجتماعی ابعاد مختلفی دارد که بیشتر به بعد خانواده پرداخته شده و از ابعاد دیگر غفلت شده است.

بیان مسئله
با توجه به آنچه گفته شد، فرایند هویت یابی، امری مجزا از محیط اجتماعی نیست. انسان، موجودی اجتماعی است و هویتش در ارتباط با اجتماع شکل می گیرد. در همین زمینه ماکروز و مکابی ( 2001، به نقل از نجفی و همکاران، 1385) بیان کرده اند که خانواده، فرهنگ و مذهب، نقش مهمی در احراز هویت نوجوانان ایفا می کنند. همچنین اریکسون (1968، به نقل از شولتز و شولتز، 2005) معتقد بود که عوامل اجتماعی و تاریخی بر شکل گیری هویت تاثیر می گذارند.
کسب هویت موفق، فرایندی است مملو از اضطراب و استرس (شولتز و شولتز، 2005) چرا که لازمه آن، پشت سر نهادن دوره بحران است. وقوع تغییرات سریع جسمی و روانشناختی نوجوان را دچار استرس و اضطراب می کند. او باید تغییرات درونی را بفهمد و از سویی با توقعات محیط بیرونی نیز کنار بیاید. برخورد با مجموعه ای از تقاضاهای بیرونی، و سازگاری با همه این مسائل، موجبات فشار روانی نوجوان را فراهم می کند و فرایند هویت یابی اش را پر فشار می سازد. لذا بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت امریکا بر این موضوع تاکید می کنند که جامعه برای جوانان و نوجوانان باید فرصت اکتشاف و جستجویِ با لذت و بدون فشار را فراهم آورد ( شکرکن و همکاران، 1380).
تحقیقات بسیاری حکایت از آن دارند که برخورداری از حمایت اجتماعی مطلوب، فشار روانی را تعدیل می کند (نیسی و همکاران، 1380، 1384؛ بخشی پور و همکاران، 1384؛ قائدی و یعقوبی، 1387؛ اکوچکیان و همکاران، 1388). نیسی و همکاران (1384) درتحقیق خود نشان دادند که بین حمایت اجتماعی ادراک شده و اضطراب اجتماعی، رابطه منفی وجود دارد. حمایت اجتماعی برای هر فرد یک رابطه امن و اطمینان بخش را به وجود می آورد. همچنین حمایت اجتماعی یک کمک دو جانبه است که باعث ایجاد تصور مثبت از خود، پذیرش خود و احساس ارزشمندی می شود و همه این موارد در نهایت به فرد فرصتِ خودشکوفایی می دهد. از آنجاییکه هویت یابی فرایندی پر استرس است، فقدان یا کمبود حمایت اجتماعی می تواند موجب آسیب پذیری افراد در مقابل فشار ها شود و فرایند هویت یابی را مختل کرده و به تاخیر بیاندازد.
 فقدان حمایت اجتماعی، زمینه مساعدی را برای شکل گیری احساس بی یاوری، نا امیدی، بی قدرتی، پوچی و بی معنایی در میان جوانان فراهم می کند. از این رو اسمیت و هابس (بی تا، به نقل از قدسی، 1382) معتقدند که اختلال روانی و رفتاری، گرفتاری های شخصی فرد نیست بلکه ناشی از فرو پاشی منابع حمایت اجتماعی، به خصوص روابط خانوادگی است.
در بیشتر تحقیقات انجام شده در زمینه حمایت اجتماعی به بررسی تاثیر خانواده در فرایند شکل گیری هویت پرداخته شده است. در این راستا، اسمیت و همکاران (2008) نشان دادند که 1) سبک هویت اطلاعاتی (که موفق ترین سبک هویتی است) با بُعد حمایتیِ فرزند پروری، رابطه مثبت معناداری دارد. 2) سبک هویت هنجاری، همبستگی مثبتی با بُعد حمایتی و کنترل رفتاریِ فرزندپروری دارد. 3) در آخر اینکه سبک هویت سردرگم (که ناسازگارانه ترین سبک هویتی) همبستگی مثبتی با کنترل روانشناختی و به طور منفی با کنترل رفتاری مادرانه (نه پدرانه) دارد. همچنین، در تحقیق دیگری نشان داده شد، افرادی که در حالت هویت موفق و تعلیق قرار گرفته اند، به نظر می رسد پایه محکمی از عاطفه همراه با آزادی زیاد برای ابراز نظریات خود دارند (کمپل و همکاران، 1984،  و کوپر، 1986، به نقل از محمدی و لطیفیان، 1387). ماتوس و همکاران (1999، به نقل از محمدی و لطیفیان، 1387) نیز نشان دادند روابط نزدیک با والدین با رشد بازنمایی های مرتبط است، که نوجوان را قادر می سازد تا در کشف جهان پیرامون، به خود اعتماد کند و شرایطی مناسب برای نوجوان فراهم می کند تا راه های متفاوتی برای ارتباط با جهان بیابد (جستجوگری) و درنتیجه به یک احساس قوی از خود (تعهد) برسد؛ بنابراین، هر دو بعد تعهد و جستجو گری تحت تاثیر کیفیت وابستگی به والدین است.
اگرچه خانواده یکی از مهمترین عوامل موثر در فرایند هویت یابی است؛ اما در دوره نوجوانی، فرد از خانواده فاصله بیشتری می گیرد و بیشتر با دوستان، افراد، سازمانها و نهاد هایی غیر از خانواده در ارتباط است و از طرفی حمایت اجتماعی به میزان برخورداری از محبت، همراهی و توجه اعضای خانواده، دوستان، و سایر افراد تعریف شده است ( سارافینو، 2002، به نقل از مروتی و روحانی، 1386). لذا ضروری است که به منابع دیگر حمایت اجتماعی، مانند دوستان و سایرین توجه شود.


پیوند به سایت های مرتبط با تعلیم و تربیت